You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.

Loading...

NEWS & EVENTS:


مشکلات و دگرگونی‌های اجتماعی کرونا و پساکرونا در خاورمیانه

-

 

مقدمه

این روزها جهان درگیر تجربه جدیدی است. زمینی که تجربه هزاران جنگ و دو جنگ بزرگ جهانی را از سر گذرانده، ویروس‌های بسیاری به صورت اپیدمی آن را در نوردیده و به پایان رسانده است، این روزها تجربه‌ای را سپری می‌کند که در عمر چند میلیارد ساله خود برای اولین بار با آن روبرو شده است.

 

کرونا، تجربه‌ای جدید از عصری جدید است. شاید آن روز که فریدمن از «جهان مسطح است» سخت گفت، کمتر کسی حتی به فرض قبول آن را جدی گرفت. اما امروز، پس از این تجربه جهانی، همه این مسطح شدن را با گوشت و خون درک می‌کنند. این ویروس، با ورود پرسروصدای خود، با شیوع همگانی خود از پولدارترین و فقیرترین تا قدرتمندترین و ضعیف‌ترین آدمهای زمین، به مانند اعلان حضور دنیای جدید با قواعد جدید آن است. 

قواعدی که کم کم مردم عصر جدید باید با آن خو بگیرند. قرار نیست دیگر یک ویروس، یک مریضی، یک جنگ، یک تحول سیاسی و…. تنها در منطقه‌ای خاص مردم را درگیر کند، بلکه همه دنیا درگیر آن می‌شوند.

بی شک، حتی کهنسال ترین مردم دنیا نیز، با همه مسائل مختلفی که از سر گذرانده‌اند، چنین اتفاقی را تجربه نکرده‌اند. کرونا قطعاً فراگیرترین، بی مرزترین، جدی‌ترین و شاید عجیب‌ترین تجربه بشر تا به امروز به حساب می‌آید. دلیل اصلی آن هم مشخص است، چون دنیا تا به امروز به باور ورود به عصر جدید نرسیده بود. پس می‌توانیم جهان را به «جهان پیش از کرونا و پساکرونا» تقسیم نماییم.

 

کرونا و دگرگونی اجتماعی

کرونا سبک زندگی جدیدی را به دنیای امروز تحمیل کرده است. شکل جوامع تغییر کرده، خیابان‌ها از عابران هر روز خالی شده و انسان برآمده از اجتماع مدرن با همه ویژگی‌های آن به خانه بازگشته است. 

مناسبات جمعی در هر گونه آن از آنچه که بشر بدان عادت داشته، از روابط اقتصادی تا مناسک مذهبی نیمه تعطیل یا تعطیل شده و به نظر می‌رسد که نظم جدیدی بر زندگی ما حکمفرماست. اما آنچه مقصود این نوشتار است، پرسش از چگونگی تأثیر این دگرگونی اجتماعی بر زندگی روزهای پسا کرون است. دگرگونی اجتماعی به فرآیند تغییر تدریجی ارزش‌ها، باورها، روابط نهادی، و چینش سلسله‌مراتب اجتماعی در یک جامعه در طول زمان اشاره دارد. مجموعه‌ای از تغییرات اجتماعی با ضرباهنگی که وابسته به نوع و شدت وقایع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است، منجر به تحولی در بنیان‌های ذهنی – عینی جامعه می‌شود که آن‌را دگرگونی اجتماعی می‌نامیم. 

ضرباهنگ پیدایش و فراگیری ویروس کرونا و مقاومت در برابر آن از طریق تغییر یافتن سبک زندگی به گونه‌ای هماهنگ در سطحی جهانی به لحاظ شتاب و تاثیرگذاری شاید در طول تاریخ بی‌سابقه باشد. جامعه مخاطره آمیز مدرن تا به امروز ریسکی به این اندازه در سرعت اشاعه  را تجربه نکرده بود که ابعاد آن تا بدین حد ناشناخته و مقابله با آن فارغ از توسعه نامتوازن جوامع و اقشار اجتماعی به این اندازه یکسان و تنها از طریق تغییر سبک زندگی و آن هم به اجبار امکان پذیر باشد. دگرگونی اجتماعی این روزها را می‌توان به سادگی دریافت، اما نقطه نظرات گوناگونی درباره نظم روزگار پساکرونایی وجود دارد. روزگاری که به مدد کشف شیوه درمان و شکست زنجیره انتقال ویروس، دنیای ما در ظاهر گذشته اما در مرحله‌ای بعدتر از این برزخ دگرگونی اجتماعی و دیگر گونه تعریف شود.

آیا باورهای فردی، روابط اجتماعی و بین‌المللی و چیدمان سلسله‌مراتب اجتماعی در طول مدت مواجهه با کرونا تغییر خواهد کرد؟ اگرچه ممکن است که باورهای درونی افراد در مواجهه با چنین مخاطره‌ای به‌سرعت تشدید شود، برای مثال باورمندان به مذهب در سراسر جهان به گرایش‌های دینی خود بیشتر پناه ببرند یا مفهوم تقدیر و یا باور به علم و تکنولوژی به برخی تسکین دهد، اما همه در یک باور جدید مشترک‌اند که شکل زندگی روزمره باید به‌سوی انزوا گرایی تغییر کند. این تغییری به نفع خود و اطرافیان است، اما با رقابت بر سر منابع موجود آغاز می‌شود. نظیر این پارادوکس که احترام به حقوق دیگران از خالی شدن فروشگاه‌ها آغاز می‌شود. اما درهرحال، همه این مراحل، اجباری است. عنصر اجبار، باور جدیدی را به وجود می‌آورد. هرلحظه امکان دارد که سبک زندگی تغییر کند. روزمرگی مکانیکی دنیای مدرن از بین برود و یک سلطهٔ نوپدید از سوی منابع مشروع قدرت اعم از دولت و یا خواست همگانی فرد را وادار به تغییر سازد.

 بنابراین، در فاصله‌ای اندک، باورهای سخت پیشین در شکل اجتماعی آن فرو می‌ریزد و این باور به تغییرپذیری ناگهانی باورهای پیشین اولین نشانه ظهور یک دگرگونی اجتماعی است. روابط اجتماعی رودررو به حداقل می‌رسد و فضای مجازی جایگزین بسیاری از کنش‌های متقابل روزمره می‌شود. تکنولوژی به ما یادآوری می‌کند که چگونه با تسهیل جابجایی افراد در گستره بین‌المللی، به اشاعه ویروس یاری رسانده اما هم‌زمان رفاه – شاید تااندازه‌ای و در این مورد خاص، ناخواسته- را برای دوران قرنطینه به ارمغان آورده است، همان که به کشف راه‌های مقابله با این ویروس یاری می‌رساند. روابط بین‌المللی برای مقابله با بحرانی جهانی تغییر می‌یابد، از همکاری تا رقابت و درنهایت، میزان اقتدار اقشار درمان‌گر، پزشکان و پرستاران و دیگر یاری رسانان فداکار برای مقابله با ویروس کرونا به موازات اقتدار دیگر نیروهای مقید ساز افراد برای پذیرش درمان و انزوای اجتماعی ارتقا یافته و بدین سان چینش سلسله‌مراتب اجتماعی تغییر می‌یابد و به سادگی پذیرفته می‌شود. ما با یک دگرگونی اجتماعی تمام عیار برآمده از تغییرات حاصل از اشاعه کرونا مواجهیم. اما دنیای پسا کرونا چگونه خواهد بود؟

دگرگونی اجتماعی در ساحات ذهنی و عینی جامعه ملموس خواهد بود. امروزه، برای مثال، به‌ندرت با نقش دانش منتشرشده در همه طبقات اجتماعی برای پیشبرد آرمان‌های یک جامعه مخالفت می‌شود و این خود نشانه‌ای از یک دگرگونی اجتماعی است. دانش منتشرشده‌ای که یک‌سوی آن، دنیا را چنان به هم نزدیک می‌سازد که رفتارهای مرتبط با تغذیه یک فرد در حومه شهری در یک گوشه دنیا، بر همهٔ زندگی فردی در گوشه‌ای دیگر و تا هزارها فرسنگ آن سوتر سایه می‌افکند و سوی دیگر آن علاجی برای این واقعه می‌یابد. 

پاندمی کرونا در غیاب دانش اتفاق نمی‌افتاد اما دانش منتشرشده، علاج آن را در فاصله‌گذاری اجتماعی و در درمان مدرن می‌یابد که هر دو، به جوامع و طبقاتی معین اقتداری ویژه اعطا می‌کنند. باور به چنین اقتداری،‌ در دوران پسا کرونایی با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت چنانکه بر اهمیت تکنولوژی‌های ارتباط مجازی که اینک بخشی زیادی از روابط اجتماعی را تسهیل می‌کند، افزوده خواهد شد. مناسک جمعی با همان شیوه پیشین ادامه خواهد یافت اما به باورهای قلبی به مناسک فردی افزوده خواهد شد، چیزی که برای برخی در سراسر دنیا تجربه‌ای جدید در دوران کرونا بوده است، عبادت در تنهایی. ابرمخاطرات زندگی در دنیای مدرن باورپذیرتر می‌شود و بدین سان می‌شود انتظار داشت که تااندازه‌ای معضلات نامحسوس‌تری همچون تغییرات اقلیمی و مخاطرات زیست‌محیطی جدی‌تر تلقی شود و نقش گروه‌های میانجی که در درمان کرونا به یاری کادرهای درمان و مراقبت آمدند پررنگ‌تر شود.

از سوی دیگر و در پی تشدید شیوع بیماری کرونا، محدودیت سفر و گردشگری و تعطیل شدن بسیاری از شرکت‌های مسافربری، اقتصاد بسیاری از کشورها به‌شدت آسیب‌پذیر می‌شود و افرادی که در این عرصه فعالیت و سرمایه‌گذاری دارند با چالش‌های سختی روبه‌رو خواهند شد. البته شکی نیست که پس از پایان یافتن بحران بیماری کرونا، تحرکات مردم در سراسر جهان افزایش می‌یابد و شرکت‌های که در وضعیت کنونی دچار خسارت شوند، در آینده موفق به جبران زیان‌های اقتصادی ناشی از بیماری کرونا خواهند شد.

غالب کشورهای منطقه خاورمیانه در فقر و فلاکت به سر می‌برند و ازنظر اقتصادی توانایی چندانی برای مدیریت وضعیت بحران کرونا را نداشته و ندارند. بحران کرونا نیاز کشورهای تولیدکننده محصولات و قدرت‌های برتر اقتصادی جهان به نفت کاهش چشمگیری به خود دیده است. این امر کشورهای خاورمیانه را که وابسته به درآمدهای نفتی هستند، به‌شدت متأثر کرده و آثار ناگواری بر اقتصاد آن‌ها برجا خواهد گذاشت. درمجموع اولین نمود خاورمیانه پساکرونا را می‌توان گسترش فقر در سطح اقتصادی مورد ارزیابی قرار داد. تأثیر پساکرونا در خاورمیانه نیز بر صنعت توریسم و گردشگری مشکلات زیادی را برای کشورهایی همانند مصر، امارات، تونس، لبنان و ترکیه ایجاد می‌کند. این کشورها بخش بزرگی از درآمد توریستی خود را از دست داده‌اند، یعنی درآمدی که می‌توان از آن به‌عنوان تأمین‌کننده بخشی بزرگ از بودجه این کشورها یاد کرد. همین امر نوعی روند بیکاری را برای نیروهای کار دیگر کشورها که در زمینه توریسم در کشوری همانند ترکیه مشغول فعالیت بودند، رقم خواهد زد. در وضعیت جدید نیز که کرونا بحران اقتصادی، فقر و فلاکت را در منطقه افزایش داده، می‌توان انتظار داشت که موج گرسنگان و فقرا بیش از گذشته در عرصه اعتراضات ضد دولتی حاضر شوند. بنابراین از هم اکنون می‌توان زنگ خطر برپایی اعتراضات مردمی در خاورمیانه پسا کرونا را به صدا در آورد. ر ارتباط با خاورمیانه پساکرونا را می‌توان تأثیر این بیماری ویروسی بر درگیری‌ها و منازعات سیاسی منطقه دانست. همان‌طور که طی دو دهه گذشته شاهد بوده‌ایم تروریسم و نزاع میان بازیگران مختلف زمینه‌ساز وقوع منازعه، بحران و جنگ داخلی در برخی از کشورها شده است اما آنچه تاکنون شاهد هستیم این بیماری تأثیری مثبت در کاهش تنش‌ها داشته است. درواقع، نگاه تمامی دولت‌ها به وضعیت داخلی کشور و کنترل این بیماری معطوف شده و به‌نوعی درگیر شدن همه بازیگران در بحث مقابله با کووید -۱۹ فرصتی را برای متوقف شدن درگیری‌ها ایجاد کرده است. برای نمونه می‌توان به تأثیر کرونا بر جنگ یمن و بحران ادلب در سوریه اشاره کرد. کرونا تا حد زیادی نگاه جنگ‌طلبانه طرفین را تلطیف کرده و می‌توان انتظار داشت در کوتاه مدت این روند آرامش ادامه داشته باشد. اثیر کرونا بر خاورمیانه را می‌توان در قالب تأثیر آن بر جایگاه دولت‌ها مورد ارزیابی قرار داد. از یکسو، بحران کرونا در قامت بحرانی جهانی، نقش‌آفرینی مستقل دولت‌ها را در مقابله با وضعیت پیش آمده تضعیف می‌کند و به‌نوعی شاهد ذره‌ای شدن دولت‌ها هستیم. از سوی دیگر، کرونا نشان داد که دولت‌هایی که از مدیریت بحران قوی‌تری برخوردار هستند، عملکرد موفق‌تری داشتند.

 

کرونا ویروس در خاورمیانه

شیوع کرونا ویروس در خاورمیانه، پیچیده‌تر از سایر مناطق جهان است. کشورهای منطقه ترکیبی از دولت‌های غنی و فقیر با تولید ناخالص داخلی و زیرساخت‌های سلامت گوناگون هستند و بی‌ثباتی سیاسی و تنش از ویژگی‌های بارز آنهاست. جنگ و خشونت زیرساخت‌های سلامت در بسیاری از کشورها را تضعیف کرده است. موج مهاجرت‌ها از طریق مرزها به چالش‌های مرتبط با مراقبت‌های سلامتی می‌افزاید. این منطقه، روابط ژئوپلیتیکی و اقتصادی با چین و ایران، کانون‌های اصلی شیوع ویروس کووید-۱۹ در خاورمیانه دارد.

به دلیل پنهان‌کاری و عدم آمادگی برای تست‌های دقیق، آمار واقعی از شمار مبتلایان و قربانیان کروناویروس در منطقه ارائه نمی‌شود. مثلاً سوریه و یمن به رغم روابط نزدیک با ایران هنوز هیچ آماری ارائه نکرده‌اند.

کشورهای خاورمیانه در مقابله با تهدید جهانی کروناویروس مشارکت چندانی نداشته‌اند. مثلاً اتحادیه عرب در این باره هیچ اقدامی انجام نداده و سکوت کرده است. کشورهای عربی خاورمیانه نتوانسته‌اند بر شکاف‌های سیاسی غلبه کنند و برای مهار گسترش ویروس در منطقه همکاری نزدیک داشته باشند.

جهان پساکرونا 

بدون تردید جهان پسا کرونایی، جهانی متفاوت خواهد بود؛ جهانی که بر اثر این بیماری باید با پیامدها و تبعات متعددی روبه رو شود و به نظر می‌رسد، تاثیرات قابل توجهی بر اقتصاد و سیاست جهانی خواهد داشت.

 

در همین زمینه، نشریه آمریکایی فارن پالیسی در مقاله‌ای با استناد به نظریات دوازده اندیشمند جهانی پیش‌بینی کرد که بحران کرونا اثرات عمیقی بر آینده سیاسی و اقتصادی جهان بر جای خواهد گذاشت. همه گیری ویروس کرونا مانند سقوط دیوار برلین یا ورشکستگی بانک لیمن برادرز، رویدادی در حال رشد در جهان است که پیامدهای گسترده آن را می‌توان فراتر از امروز تصور کرد. درست همانطور که این بیماری زندگی افراد را متلاشی و بازارها را مختل کرده و صلاحیت دولت را در معرض نمایش قرار داده است، به روش‌هایی که بعداً آشکار می‌شود منجر به تغییر دائمی قدرت سیاسی و اقتصادی در جهان خواهد شد.

استفن والت درخصوص کرونا در میان دولتها بیان می‌دارد، همه‌گیری کرونا «دولت» را قدرتمند و «ناسیونالیسم» (ملی‌گرایی) را بار دیگر نیرومند خواهد کرد. تمام انواع حاکمیت‌ها  اقدامات فوری برای مدیریت بحران برخواهند گزید و بسیاری از آن‌ها پس از پایان بحران، تمایلی برای کنار گذاشتن این قدرت‌های تازه نخواهند داشت.

ویروس کووید-۱۹ چرخش قدرت و نفوذ از غرب به شرق را افزایش خواهد داد. آنچه تغییر نخواهد کرد ماهیت اساساً متناقض سیاست جهانی است. بلایای پیشین مانند اپیدمی آنفلوانزا در سال‌های ۱۹۱۸-۱۹۱۹- نیز نتوانست به رقابت قدرت‌های بزرگ پایان دهد یا شروعی برای دوران تازهٔ همکاری‌های جهانی باشد. کووید-۱۹ هم نخواهد توانست.

ما شاهد عقب‌نشینی بیشتر از جهانی‌سازی بیش‌از حد خواهیم بود، چرا که شهروندان از دولت‌های ملی انتظار خواهند داشت که از آن‌ها حفاظت کنند و همچنین کشورها و شرکت‌ها در پی کاهش آسیب‌پذیری‌های بیشتر خواهند بود. کوتاه سخن این‌که، ویروس کووید-۱۹ دنیایی کمتر باز، کمتر شکوفا و کمتر آزاد خواهد آفرید. نباید این چنین می‌شد، اما ترکیب یک ویروس کشنده، برنامه‌ریزی‌های ناکافی و رهبری بی‌کفایت، بشریت را در مسیری تازه و آزاردهنده قرار داده است.

شانون کی. اونیل اقتصاددان بیان می‌کند، کووید ۱۹ در حال ضربه زدن به اصول اساسی تولید جهانی است. شرکت‌ها اکنون به بازنگری و کاستن از زنجیره‌های تأمین چندملیتی و چند مرحله‌ای خواهند شد که امروزه بر روند تولید مسلط است.

زنجیره‌های جهانی تأمین پیشتر از این نیز تحت فشار و انتقاد قرار گرفته بود که دلیل آن به لحاظ اقتصادی، افزایش هزینه‌های کارگری در چین، جنگ تجاری دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و نیز پیشرفت‌های صورت گرفته در بخش روبات‌ها، اتوماسیون و چاپ سه بعدی است.

از منظر سیاسی نیز از دست رفتن مشاغل به ویژه در اقتصادهای پیشرفته به این روند دامن زده بود. کووید-۱۹ اکنون بسیاری از این ارتباطات را از بین برده است: تعطیلی کارخانه‌ها در مناطق گرفتار ویروس باعث شده است تولیدکنندگان دیگر و حتی بیمارستان‌ها، تولید کنندگان دارو، سوپرمارکت‌ها و خرده فروشی‌ها از دسترسی به محصولات مورد نظر محروم شوند.

دولت‌ها وارد عرصه شده و صنایع راهبردی خود را مجبور خواهند کرد ذخایر و طرح‌های حمایتی داخلی را برای کاستن از وابستگی به این زنجیره‌های تأمین برای خود تدوین کنند. سود و نفع کاهش خواهد یافت، ولی ثبات تأمین بالا خواهد رفت.

همچنین شیوشانکار منون نیز که یک اقتصاددان است معتقد است، با اینکه روزهای اول است، سه چیز آشکار به نظر می‌رسد؛ اولاً اینکه شیوع ویروس کرونا باعث تغییر سیاست‌های ما چه در داخل کشورها و چه در رابطه میان کشورها خواهد شد. جوامع و حتی افراد لیبرال و آزادگرا به سمت قدرت دولت‌ها بازگشته‌اند. موفقیت نسبی دولت در غلبه بر این همه گیری و تاثیرات اقتصادی آن باعث تشدید یا تضعیف موضوعات امنیتی و قطبیت‌های اخیر در درون جوامع خواهد شد. درهرحال، دولت‌ها بار دیگر به موضوع اصلی تبدیل شده‌اند. تجربه تاکنون نشان می‌دهد که مستبدها یا پوپولیست‌ها در مدیریت این بحران بهتر از بقیه نیستند. در واقع، کشورهایی نظیر کره جنوبی و تایوان که واکنش اولیه از خود نشان دادند و موفق هم بودند کشورهایی دموکراتیک هستند، نه کشورهایی که تحت اداره رهبران پوپولیست یا مستبد قرار دارند.

دوم آن که شرایط کنونی به معنی پایان جهان مرتبط به هم نیست. خود این واگیری جهانی دلیلی بر وابستگی ما به همدیگر است، ولی در همه جوامع نوعی چرخش به درون و تلاش برای پیدا کردن استقلال و کنترل سرنوشت وجود دارد. ما به سمت جهانی حرکت می‌کنیم که فقیرتر، خسیس‌تر و کوچک‌تر است.

سوم اینکه نشانه‌هایی از امید و منطق دیده می‌شود. هند در طرحی ابتکاری، ویدئو کنفرانسی را با شرکت رهبران جنوب آسیا برگزار کرد تا یک واکنش مشترک منطقه‌ای نسبت به این تهدید تدوین شود. اگر این واگیری باعث شود ما یکباره متوجه منافع حاصل از همکاری‌های چندجانبه در قبال مسائل بزرگ جهانی شویم، این ویروس توانسته است به یک هدف مفید خدمت کند.

 

آینده خاورمیانه در دوران پساکرونا

در این رابطه، موسسه واشنگتن نوشت: کم‌اهمیت جلوه دادن تأثیر بیماری‌های همه‌جاگیر، پدیده‌ای رایج در میان کارشناسان خاورمیانه است که در پیش‌بینی‌هایشان تمایل دارند، بیشتر روی خطرات جنگ و تروریسم تمرکز کنند. اما گسترش کرونا ویروس در بسیاری از قدیمی‌ترین و بزرگترین تمدن‌های جهان، تحولی مهم است که پیامدهای بلندمدت برای منطقه و جهان دارد. بیماری‌های همه‌جاگیر به زودی هم بسیار رایج و هم پیشرانی کلیدی برای آیندهٔ جامعه خواهند شد.

یکی از اصلی‌ترین ایدهٔ آینده نگران این است که بیماری‌های همه‌جاگیر، ابعاد جهانی‌سازی را کاهش و یا حتی آن را متوقف خواهند کرد. اکنون نشانه‌هایی از این افول را می‌توان در خاورمیانه دید. جنگ، فساد، خدمات ضعیف سلامت و بهداشت و رژیم‌های فریبکاری که تلاش می‌کنند گسترهٔ همه‌جاگیری‌های آینده را پنهان کنند، خاورمیانه را ضعیف کرده است. اردوگاه‌های آوارگان بسیار آسیب‌پذیر هستند. پناهندگان و سایر مهاجران که کنترل نشده به اروپا سرازیر می‌شوند، عوامل ریسک دیگری برای گسترش همه‌جاگیری‌ها از طریق خاورمیانه هستند. ارتباطات اجتماعی باز و جوامع فاقد کنترل‌های سختگیرانه در معرض همه‌جاگیری‌های آینده، مانند کروناویروس، خواهند بود.

 

چالش خاورمیانه در پساکرونا

ویروس کرونا اصلی‌ترین چالش کوتاه مدت برای خاورمیانه خواهد بود. زیرا کشورهای این منطقه ترکیبی از دولت‌های غنی و فقیر با تولیدات ناخالص داخلی و زیرساخت‌های سلامت متفاوت، و بی‌ثباتی سیاسی است. توماس پیکتی، به همراه دو اقتصاددان دیگر، در تازه‌ترین مطالعه‌اش نابرابری اقتصادی در خاورمیانه را بررسی کرده و می‌گوید بررسی آمار هزینه و درآمد خانوار، حساب‌های ملی و اطلاعات مالیاتی کشورهای خاورمیانه نشان می‌دهد که این منطقه نابرابرترین منطقه جهان است. یکی از دلایل اصلی آن تبدیل درآمدهای نفتی به موقوفه‌های مالی دائمی است.

به نوشته مرکز مطالعات جهانی صلح، شیوع ویروس کرونا، کاهش ظرفیت مولد اقتصاد در خاورمیانه، سقوط بازار نفت، بسته شدن بازارهای کار در خلیج فارس، اخراج میلیون‌ها کارگر از مصر، تاثیری مهمی بر اقتصاد سیاسی خاورمیانه داشته است. این دگردیسی برای مردم خاورمیانه که بخش بزرگی از کارگران به لحاظ اقتصادی آسیب‌پذیر را در اختیار دارد، خطر بسیار بزرگی خواهد بود. زیرا خاورمیانه بیشتر از هر منطقه‌ای در جهان مستعد اعتراض اجتماعی است. شیوع این ویروس، قابلیت ماندگاری و حفظ قدرت‌ها را در زمینه چشم‌اندازهای سلامت تعیین خواهد کرد.

درخاورمیانه کشورهایی نظیر عراق، سوریه، فلسطین و یمن، که یک سیستم  با زیرساخت‌های سلامت ضعیف برای مدیریت و مهاجرت‌های ناشی از جنگ و خشونت، و کمبود اقلام پزشکی و دیگر کالاها  می‌باشد، مهار شیوع کرونا با مشکلات فراوان روبرو خواهد شد.

کشورهای خاورمیانه در مقابله با بیماری فراگیر مشارکت چشمگیری نداشته و نتوانسته‌اند شکاف‌های سیاسی را تبدیل به همکاری نزدیک کنند. لذا ضعف‌ها، ابهامات و سیاست‌های ناپایدار دولت‌ها آشکارتر شده‌اند. به چالش کشیده شدن کارآمدی و شایستگی و صلاحیت دولت‌ها، سبب دگرگونی در سیاست داخلی آن‌ها، و منجر به شکل گیری اعتراض می‌شود.

برخی کشورهای خاورمیانه مانند سوریه به دلیل جنگ با ترکیه با مشکلات جابجایی مردم و آوارگان استان ادلب، که در چادرهای اردوگاه‌هایی زندگی می‌کنند از استانداردهای لازم و تجهیزات بهداشتی و پزشکی کامل برخوردار نیستند. این کشور در صورت تحلیل رفتن دولت، احتمال بروز اعتراضات اجتماعی را در بر خواهد داشت. بحران مالی، رکود عمیق  و شیوع این ویروس همه‌گیر، هزینه بخش سلامت و  امنیت اجتماعی، بیکاری کارگران روزمزد در پی سیاست‌های قرنطینه خانگی، ده‌ها میلیارد دلار برای لبنان در بر داشته است. نماینده عالی روابط بین‌الملل و سیاست‌های امنیتی اتحادیه اروپا اعلام کرده، بسته‌های حمایتی، ۱۰۰ میلیون یورو به لبنان پرداخت می‌شود. اما  لبنان به دلیل کاستی‌های حاکمیتی و شکاف‌های سیاسی و ورشکستگی بخش گردشگری در معرض اعتراضات اجتماعی قرار خواهد گرفت.

رکود در صنایع خودروسازی، حمل‌ونقل و صنایع هوایی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، کاهش تقاضا برای نفت، آسیب‌پذیری مشاغل کلیدی مانند لغو سفر ۸۰  درصد گردشگران به مصر، کسب و کار هتل‌ها و مراکز خرده فروشان در امارات متحده عربی و نقاط دیگر گردشگری خاورمیانه سبب افزایش نرخ بیکاری و کاهش دستمزدها، و افت تولیدات ناخالص کشورها شده است. این شوک‌های شدید اقتصادی اگر از حمایت دولت‌ها برخوردار نباشد، با افت اعتماد در بین کسب و کارها و مصرف کنندگان روبرو خواهد شد، و این سبب بروز زمینهٔ اعتراضات اجتماعی خواهد بود.

دولت‌های کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، تدابیری را برای محدود کردن شیوع ویروس اعمال کرده‌اند. اما نظام‌های بهداشتی این کشورها، که از کارآمدترین نظام‌های سلامت منطقه می‌باشد. کفاف اجتماعات کارگران خارجی در این کشورها  و عدم دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی و فاصله‌گذاری اجتماعی را نمی‌دهد. در نتیجه با داشتن امکانات، در کنترل بیماری دچار مشکل خواهند شد. 

بسیاری از کشورها اقدامات هدفمندی را در دست اجرا دارند. قطر، عربستان سعودی و امارات بسته‌های مالی عظیمی را برای حمایت از بخش خصوصی در نظر گرفته‌اند. این بسته‌های حمایتی شامل اقدامات هدفمندی برای تعویق اخذ مالیات و هزینه‌های دولتی، بازپرداخت وام‌های بانکی و افزایش امتیازات مالی برای کسب و کارهای خصوصی کوچک و متوسط هستند. دیگر کشورها و به ویژه واردکنندگان نفت در این منطقه، فضای مالی محدودتری در اختیار دارند. 

یکی دیگر از مشکلات خاورمیانه که در پسا کرونایی باعث می‌شود اعتراض مردم خاورمیانه را در مقابل دولت‌های وابسته به آمریکا را افزایش دهد، تحریم است. تحریم‌های آمریکا در خاورمیانه خصوصاً بر ایران، مانع از ارسال تجهیزات پزشکی ضروری و کالاهای بشردوستانه مورد نیاز به کشورها از جمله ایران شده است. ایران برای اولین بار در ۶۰ سال گذشته از صندوق بین‌المللی پول تقاضای وام اضطراری پنج میلیارد دلاری کرده، اما آمریکا دسترسی این کشور به ارز خارجی را تا کنون مسدود کرده است. آمریکا با تمدید تحریم‌ها در جهان و خارج کردن نیروهای نظامی از کشورهای متحد از بیم شیوع کرونا و عدم کمک‌های پزشکی و بهداشتی  به متحدان و عدم کنترل مسائل اقتصادی و بیماری در کشورش ، باعث بی اعتمادی  در بین مردم خاورمیانه شده است.

جوزف نای  اخیراً بیان داشته «اگر بر فرض، ایالات متحده بتواند به عنوان یک قدرت بزرگ بر سایرین تفوق یابد، اما نمی‌تواند به‌تنهایی امنیت خود را تأمین کند. در برخورد با این جنس تهدیدهایی چون تغییر اقلیم و آب‌وهوا و ویروس کووید-۱۹ که محدود به جغرافیایی خاص نیست، نمی‌توان صرفاً به توانمندی آمریکا اکتفا کرد. کلید موفقیت در این رویارویی، ملاحظه اهمیت توانمندی سایر کشورها در مواجهه با این چنین مسائل است.»

 

 

نتیجه 

دولت‌هایی  که در خاورمیانه،  از طریق نظام‌های اقتصادی، سیاسی و هم از نقطه نظر سلامت عمومی بتوانند تا پایان این بحران ایستادگی کنند، از سرمایه مردمی بهره‌مند می‌گردند. در مقابل، کشورهایی که به دلیل افزایش بی‌ثباتی و قرارگرفتن در مقابل مردم  حس بی اعتمادی را در بین ملت خود افزایش دهند، در پسا کرونایی زمینهٔ اعتراضات اجتماعی را فراهم می‌کنند. لذا دولت‌ها باید هزینه‌های سلامت و ایمنی اجتماعی مردم را برعهده بگیرند حتی اگر با کسری بودجه مواجه باشند. زیرا کاهش شدت اعتراضات اجتماعی خشونت‌بار با حفظ سیاست‌های اقتصادی مبتنی بر تأمین رفاه اجتماعی از سوی دولت‌ها، در این مقطع بحرانی و حصار خانگی مانع اعتراضات اجتماعی می‌شود. دولت‌ها می‌توانند با اعمال ترکیبی از سیاست‌های مدت دار و هدفمند نظیر معافیت مالیاتی برای بخش‌ها و افرادی که متحمل بیشترین زیان شده‌اند، به این هدف جامه عمل بپوشانند.

کمبود مدیریت بحران و عدم شفافیت دولت‌ها و بی‌اعتمادی شهروندان به قابلیت دولت‌ها در مهار کردن این ویروس، باعث خواهد شد که در پسا کرونا بسیاری از اعتراضات جنبه سیاسی و نژادپرستانه پیدا کند. 

شاید این ویروس و آسیب‌های اقتصادی ناشی از وابستگی به انرژی در خاورمیانه، سبب بومی‌سازی اقتصادی این کشورها شود. درمجموع خاورمیانه پسا کرونا را می‌توان با گسترش فقر در سطح اقتصادی، ورشکستگی صنعت توریسم و گردشگری (مصر، امارات، لبنان و ترکیه) جایگاه دولت‌ها، با اعتراضات مردمی مورد ارزیابی قرار داد.

 

 

منابع

۱-اُزر، گولجان، ۱۳۹۹، روانشناس و روانکاو، کرونا و تأثیر آن بر روابط انسانی، خشونت و آسیب روانی، خبرگزاری دانشجویان  ایران، ایسنا. 

۲-اکبری زرگر، نگار، ۱۳۹۹، روانشناس سلامت، خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا.

۳-کرونا چه تاثیری بر آینده خاورمیانه ودولت های آن خواهد داشت؟، تابناک، ۱۳۹۹، کد خبر: 968624.

۴-جهان پساکرونا چگونه جهانی خواهد بود؟ نشریه آمریکایی فارن پالیسی، ۲۰۲۰

۵-زندگی مردم پس از پساکرونا چه خواهد بود؟، خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، ۱۳۹۹، کدخبر: 99013118766

۶-فروتن، علی، ۱۳۹۹، سایت تحلیلی خبر عصر ایران، کد خبر ۷۱۹۹۲۴،asriran.com 

۷-محبعلی، قاسم، ۱۳۹۹، ۶ تأثیر کرونا برآینده مردمان خاورمیانه، دنیای اقتصاد، شماره خبر، ۳۶۴۵۳۸۰.

 

8-Luisa Tam,What the cornonavirus is doing to relationships?16Feb,2020,South China Morning Post.

9- Rosamond Hutt,What contries are doing to slow the coronavirus outbreak,04 Feb 2020.

10- Rachel Kaser,What the World’ Biggest Tech Companies are doing to fight coronavirus?,2020

 

دکتر گلناز سعیدی

عضو هیئت علمی دانشگاه

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC